ميرزا حسين النوري الطبرسي
292
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
صد و پنجاه و هشت وفات كرده . سيزدهم : سيّد جمال الدين حسينى محدّث مؤلّف كتاب روضة الاحباب كه از كتب متداولهء معروفه است در نزد اهل سنّت و قاضى حسين ديار بكرى در اول تاريخ خميس ، آن را از كتب معتمده شمرده و در استقصا نقل فرموده كه ملّا على قارى در مرقاة و شرح مشكاة و عبد الحقّ دهلوى در مدارج النبوّة و شرح رجال مشكاة و شاه ولى اللّه دهلوى ، والد شاه صاحب عبد العزيز معروف ، در ازالة الخفاء از آن كتاب ، مكرّر نقل كنند و به آن ، استدلال و احتجاج نمايند . در آن كتاب مرقوم داشته : « كلام در بيان امام دوازدهم مؤتمن ، محمّد بن الحسن تولّد همايون آن درّ درج ولايت و جوهر معدن هدايت به قول اكثر روايت در منتصف شعبان سنهء دويست و پنجاه و پنج در سامرّه اتفاق افتاد و گفته شده در بيست و سوم از شهر رمضان سنهء دويست و پنجاه و هشت و مادر آن عالى گهر ، امّ ولد بوده و مسمّاه به صقيل يا سوسن و قيل نرجس و قيل حكيمه و آن امام ذوى الاحترام در كنيت و نام با حضرت خير الانام - عليه و آله تحف الصلاة و السلام - موافقت دارد و مهدى منتظر و الخلف الصالح و صاحب الزمان در القاب او ، منتظم است . در وقت رحلت پدر بزرگوار خود ، به روايت اول كه به صحّت اقرب است ، پنجساله بود و به قول ثانى ، دوساله بود و حضرت واهب العطايا ، آن شكوفهء گلزار را مانند يحيى و زكريا عليهما السّلام در حالت طفوليت ، حكمت كرامت فرمود و در وقت صبا ، به مرتبهء بلند امامت رسانيد و صاحب الزمان يعنى مهدى دوران عليه السّلام ، در زمان معتمد خليفه در سنهء دويست و شصت و پنج يا شصت و شش ، على اختلاف القولين در سردابهء سرّ من رأى از نظر فرق برايا غايب شد . » بعد از ذكر كلماتى چند ، در اختلاف در حقّ آن جناب و بعضى روايات صريحه ، در آن كه مهدى موعود ، همان حجة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام است گفته : راقم حروف گويد كه چون سخن بدين جا رسيد ، جواد خوش خرام خامه ، طى بساط